عشق

نمیشه
نه امشب که هر شب که حالم خرابه
یه جزیره م که دورم یه دریا سرابه
من عادت نکردم به شب های سردم
به این که نباشی نه عادت نکردم

قسم خورده بودم اگه از تو جدا شم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه فردا همیشه

چقد قصه گفتم که دریا بخوابه
چقد گریه کردم نفهمم سرابه
نفهمم کجام و نفهمم کجایی
چقد با تو بودم تو عین جدایی
.
قسم خورده بودم اگه از تو جدا شم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه امروز و نه فردا همیشه
دوشنبه یازدهم دی 1391 23:31نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |
درد و دل
نه خودش موند نه خاطره هاش تنها چیزی که مونده جای خالیشه

قصه ی دنباله دار رفتنش هنوزشبا مثه یه ستاره از ذهنم رد میشه

دلخوشیامو زیر پاش گذاشت وگذشت حالا فقط منم من بی انگیزه

کسی که دنیای من بوده یه روز نبودنش داره دنیامو بهم می ریزه

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت

طفلکی دل ساده مو تو غم تنها گذاشت و رفت

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت

طفلکی دل ساده مو تو غم تنها گذاشت و رفت

هنوز هاج و واجم که چه جوری شد هر کاری کردم که از پیشم نره

نمی دونستم که از این فاصله ها از این جدایی داره لذت می بره

اون می گفت مثل منه از جنس منه نمی دونستم دلش انقد از سنگه

چقدر به خودم دروغی می گفتم الان هر جا باشه واسه ی من دلتنگه

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت

طفلکی دل ساده مو تو غم تنها گذاشت و رفت

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت

طفلکی دل ساده مو تو غم تنها گذاشت و رفت

سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 14:8نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |
من...........
من آرامش پیدا کردم

جمعه سوم آذر 1391 22:51نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |
اینم عکس من
http://upload.tehran98.com/images/ya6dyp0w0sn4bxtjr7n.jpg
شنبه بیست و هفتم آبان 1391 0:42نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |
مجنون
پای سگ بوسید مجنون خلق گفتندش چه بود،گفت این سگ گاهگاهی کوی لیلی رفته بود .
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 11:31نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |
عشق....

عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است.

عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است.

 عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است.

 عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است.
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 10:57نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |
بیا....

بیا و یک لحظه با من باش ، تا برای یک عمر با هم بمانیم ...
بیا برای هم باشیم ، از هم بگوییم با عشق باشیم!

چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 10:52نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |
عشق

فقط در لحظه های دیدار و جدایی می توان به عظمت عشق نهفته در سینه پی برد

چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 10:45نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |
دوست داشتن یه طرفه
دوست داشتنِ کسی که شما رو دوست نداره
مثل بغل کردنِ کاکتوس می مونه
هر چی محکم تر بغل کنی
بیشتر آسیب میبینی ...
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 10:38نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |
دوستی....
دوستي رو از زنبور ياد نگرفتم كه وقتي از گلي

جدا ميشه ميره سراغ گل ديگه.....

بلكه دوستي رو از ماهي ياد گرفتم

كه وقتي از آب جدا ميشه مي ميره
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 10:36نویسنده مهتاب جوووووووووووووون| |